پژوهشی تازه نشان میدهد که کارآفرینان در شرایط جنگ و آوارگی، با استراتژی به نام «بریکولاژ» از دلِ محدودیتها، آینده میسازند.
در ادبیات کلاسیک کارآفرینی، مفاهیمی مثل «تخصیص بهینه منابع»، «شناسایی فرصتها» و «برنامهریزی استراتژیک» حرف اول را میزنند. اما در شرایط جنگ، درگیریهای مسلحانه و جابهجاییهای اجباری، این پیشفرضها عملاً از کار میافتند.
در چنین وضعیتی، کارآفرین نه با «منابع موجود»، بلکه با «فقدان مطلق منابع» روبهروست. پژوهشی از Kwong و همکاران در مجله Entrepreneurship & Regional Development تحت عنوان «کارآفرینی از طریق بریکولاژ»، به این پرسش پاسخ داده است.
بریکولاژ یعنی چه؟
پاسخ این پژوهش در مفهوم بریکولاژ (Bricolage) نهفته است؛ هنرِ ساختنِ آینده با قطعاتی که از گذشته باقی ماندهاند.
بریکولاژ در محیطهای پرریسک به معنای «بداههسازیِ خلاقانه» است. کارآفرینِ بریکولاژگر برخلاف مدلهای کلاسیک، منتظر تأمین مالی، تجهیزات پیشرفته یا محیط پایدار نمیماند. او با آنچه در دست دارد – حتی اگر نامرتبط یا دستدوم باشد – کار میکند.
در بستر مطالعه ۶ کارآفرینِ آواره در مناطق قبایلی پاکستان (FATA)، این پژوهش نشان داد که بازسازی اقتصادی نه از طریق طرحهای کلان، بلکه از طریق بازترکیبِ خلاقانه صورت میگیرد. برای این کارآفرینان، محدودیت نه یک مانع، بلکه متریالِ ساختوساز بود.
دو مسیر برای بازسازی
یافتههای این مطالعه نشان میدهد که کارآفرینانِ جابهجاشده از دو مسیر موازی، بریکولاژ را در پیش میگیرند:
الف) بریکولاژ درونی (Internal Bricolage)
تمرکز بر «سرمایههای غیرملموس»: وقتی تمام داراییهای فیزیکی در جنگ نابود شده است، آنچه باقی میماند، «سرمایه انسانی» است. کارآفرینان از مهارتهای فنی، دانش مدیریتی، تجربههای شکستخوردهی قبلی و حتی توانمندیهای سادهی خود برای تعریفِ نقش جدید استفاده میکنند. در اینجا، «حافظه سازمانیِ فردی» به مهمترین دارایی تبدیل میشود.
ب) بریکولاژ بیرونی (External Bricolage)
بهرهگیری از «محیط جدید»: آوارگان بهواسطه پیوندهای اجتماعی، قومی و مذهبی، شبکههای جدیدی را در مقصد ایجاد میکنند. آنها از امکانات محیط میزبان (فضا، انبار، تجهیزات مازاد) استفاده کرده و با جذب منابع مالی غیررسمی (حوالههای بستگان مهاجر یا قرضهای خرد خانوادگی)، چرخهای کسبوکارشان را دوباره به حرکت درمیآورند.
از بقا تا توسعه؛ پارادوکسِ بریکولاژ
یکی از مهمترین یافتههای پژوهش، «پویاییِ زمانی» بریکولاژ است. بسیاری فکر میکنند بریکولاژ صرفاً راهی برای زنده ماندن است؛ اما نتایج نشان میدهد که این استراتژی میتواند به رشد پایدار ختم شود.
سه مسیر مشخص در این مقاله شناسایی شده است:
۱. مسیر احیا: کسبوکار قبلی در مقیاسی کوچکتر بازسازی میشود.
۲. مسیر تغییر رویکرد: مهارتهای قبلی به محصولی کاملاً جدید تبدیل میشود.
۳. مسیر تثبیت و توسعه: ترکیبِ هوشمندانه بریکولاژ با برنامهریزی هدفمند.
کارآفرینانی که مرحله بحران را با بریکولاژ پشت سر گذاشتند، در مرحله بعد با درآمد حاصله، تجهیزات جدید خریدند و به سمت بازارهای کلانتر حرکت کردند. بریکولاژ، «پلِ گذار» از ناامیدی به موفقیت است.
درسهایی برای اکوسیستم نوآوری
این پژوهش برای فعالان اکوسیستم نوآوری، درسهای ارزشمندی دارد:
مزیت رقابتیِ انعطافپذیری: در اقتصادهای پرنوسان، داراییِ واقعی «تجهیزات» نیست، بلکه «انعطافپذیریِ ذهنی» کارآفرین است.
اقتصاد اشتراکی در سطح خرد: استفاده چندمنظوره از یک منبع، هزینههای ثابت را به صفر میرساند.
شبکهسازی بهمثابه سرمایه: در غیاب دسترسی به سیستم بانکی، «سرمایه اجتماعی» تنها ضامنِ اعتبار است.
سیاستگذاری؛ فراتر از امدادرسانی
پیام این پژوهش برای نهادهای حامی، صریح است: آوارگان و کارآفرینان در شرایط بحران، «باری بر دوش جامعه» نیستند؛ آنها «موتور محرکِ بازسازی» هستند. سیاستگذاریهای دولتی باید از مدلهای صرفاً خیریه به مدلهای تسهیلگر تغییر جهت دهند:
- ارائه وامهای خرد بدون نیاز به وثایق سنگین.
- ایجاد بسترهای شبکهسازی برای اتصال کارآفرینان آواره به بازار محلی.
- آموزش مهارتهای مدیریتِ نوین به کسانی که تنها تجربه بازار سنتی را داشتهاند.
این مقاله به ما میآموزد که کارآفرینی، تابعِ متغیرهای ثابت نیست؛ کارآفرینی، تابعِ اراده و خلاقیت در لحظه است. برای پیروزی در بازار، نیاز به بزرگترین سرمایه اولیه نیست؛ بلکه نیاز به هنری است که در آن، «محدودیت» به «فرصت» ترجمه میشود.
کارآفرینی در دنیای واقعی، مدیریتِ کمال نیست؛ مدیریتِ بداههسازی است. موفقیتِ هر استارتاپ – چه در دل جنگ و چه در بازارهای رقابتی – در گرو این است که بپرسد:
«با همین داشتههای امروز، چه قدمِ بعدی میتوان برداشت؟»
ترجمه: امیرحسین فراهانی نیک- دانشجوی کارشناسی ارشد کارآفرینی
منبع: مقاله «کارآفرینی از طریق بریکولاژ»
مجله Entrepreneurship & Regional Development