آشنایی با مسیر کارآفرینی و چالش‌های آن

این روزها که بازار کارآفرینی و راه‌اندازی استارتاپ حسابی داغ شده است، شاید همه ما به دنبال یافتن یک ایده و راه‌اندازی استارتاپ خودمان باشیم. همه می‌خواهیم کارآفرین شویم و تجربه تأسیس یک کسب‌وکار نوپا را داشته باشیم؛ اما آیا واقعا همه باید کارآفرین شوند؟

قبل از اتخاذ چنین تصمیم بزرگی باید به یک تعریف درست از کارآفرینی برسیم، بتوانیم چالش‌ها و سختی‌های آن را درک کنیم و آن زمان است که شاید دیگر روی تصمیم‌مان پافشاری نکنیم.

تعریف کارآفرینی

شاید تا یک دهه پیش مفهوم کارآفرینی بیشتر روی ایجاد فرصت‌ها و تشخیص، خلق و کشف آنها بود؛ اما در حال حاضر کارآفرینی بیشتر از تشخیص و کشف فرصت‌های مناسب، روی خلق ایده‌ها و فرصت‌های نوآورانه متمرکز شده است.

چنین تعریفی با ریسک همراه است و یک اقدام مخاطره‌آمیز تلقی می‌شود و طبیعتا همه افراد تا این اندازه ریسک‌پذیر نیستند و مخاطرات آن را قبول نخواهند کرد. شاید با این تعریف بتوانیم بگوییم که کارآفرینی روندی است که به درد همه نمی‌خورد و همه افراد هم نباید لزوما کارآفرین شوند.

برای آشنایی بیشتر با مفهوم کارآفرینی مقاله قدرت کارآفرینی را بخوانید

کارآفرینی یک انتخاب آگاهانه است

هنگامی که یک فرد مسیر کارآفرینی را انتخاب می‌کند، از سایر مسیرهایی که می‌تواند در زندگی‌اش داشته باشد، صرف نظر می‌کند. هیچ کس با داشتن یک ایده کارآفرین نخواهد شد؛ بلکه برای پرورش این ایده باید از خیلی چیزهای دیگر صرف نظر کند.

جوانی را در نظر بگیریم که تحصیلات دانشگاهی خود را تا مقطع کارشناسی یا حتی کارشناسی ارشد به پایان رسانده و دارای یک سری مهارت‌هاست و آموزش‌هایی را دیده است، چند راه در مقابل این جوان قرار دارد:

کارمند جایی شود

به صورت فریلنسری فعالیت کند

مسیر کارآفرینی را در پیش بگیرد

اگر این جوان دارای یک ایده باشد و بخواهد ایده خود را در حد یک کسب‌وکار رشد دهد، باید هزینه فرصت کارآفرینی را بپردازد؛ به بیان دیگر باید حاشیه امنی را که داشتن شغل ثابت برایش ایجاد می‌کرد، رها کند.

انتخاب چندان ساده‌ای نیست! در یک سو شغل ثابت به صورت کارمندی یا فریلسنری با حقوق و مزایای مشخص قرار دارد و در سمت دیگر نیز ریسک رها کردن همه این مزایا و البته لذت به ثمر نشاندن یک ایده وجود دارد.

اگر پای صحبت‌های کارآفرینان بنشینیم، می‌بینیم که همه آنها از موقعیت‌های شغلی خوب و مزایای زیادی که داشتند، صرف نظر کرده و وارد فضایی شدند که پر از چالش‌ها و ریسک‌هایی است که باید با آنها دست و پنجه نرم کنند.

پس برای کارآفرین شدن باید هزینه آن را هم بپردازیم!

آیا کارآفرینی فقط چالش و سختی است؟

اگر تا اینجا از ریسک‌ها و سختی‌های مسیر کارآفرینی گفتیم، نباید اینطور تصور شود که در این مسیر فقط چالش و سختی وجود دارد. کارآفرینی اگر یک انتخاب آگاهانه باشد، نقاط مثبت زیادی دارد که برای صاحب کسب‌وکار بسیار شیرین و لذت‌بخش خواهد بود.

کارآفرینان افرادی هستند که فراتر از جنبه مادی به این مسیر نگاه می‌کنند؛ یعنی در همان قدم اول یک دغدغه در ذهن خود دارند و به دنبال حل کردن مشکلی از جامعه هستند. بر این اساس کارآفرینی فقط به معنای کسب درآمد و مالک کسب‌وکار خود بودن نیست، بلکه یک مفهوم متعالی‌تر دارد؛ چراکه این افراد در نهایت، خلق ارزش می‌کنند و همین خلق ارزش باعث می‌شود که چالش‌های این مسیر را راحت‌تر بپذیرند.

از سوی دیگر ممکن است فرایند کارآفرینی از همان آغاز منجر به کسب درآمد نشود. بسیاری از استارتاپ‌ها در ماه‌ها و شاید سال‌های اول فعالیت‌شان به درآمد نمی‌رسند، اما می‌دانند که در ازای فعالیتی که انجام می‌دهند، اگر ریسک‌پذیری و تاب‌آوری مناسبی از خود شنان دهند، می‌توانند به ارزشمند شدن سهام کسب‌وکار خود امیداور باشند. این رویکرد از نظر مادی نیز می‌تواند جذاب باشد و باعث ثروتمند شدن صاحبان کسب‌وکارهای نوین می‌شود.

کارآفرینی نیازمند تجربه است

قبل از اینکه وارد مسیر کارآفرینی شویم، باید تجربه کسب کنیم؛ حتی افرادی که کاملا برای این مسیر آماده هستند نیز به تجربه نیاز دارند. بنابراین یکی از توصیه‌های مهمی که به بنیان‌گذاران کسب‌وکارها می‌شود این است که به عنوان کارمند در مجموعه دیگری حضور داشته باشند تا از نزدیک با چالش‌های کسب‌وکار روبه‌رو شده و هنگام راه‌اندازی استارتاپ خود، آمادگی روبه‌رو شدن با شرایط متفاوت را داشته باشند.

کار کردن در یک مجموعه دیگر باعث می‌شود با فرهنگ سازمانی آشنا شویم و سیستم اداره یک کسب‌وکار را به صورت ملموس درک کنیم.

آیا همه باید کارآفرین شوند؟

علت اینکه اکثر افراد دوست دارند کارآفرین شوند، به تعریف آنها از کارآفرینی برمی‌گردد. برخی از افراد در درک این مفهوم دچار توهم شده‌اند و فکر می‌کنند کارآفرینی یعنی پولدار شدن بی‌دغدغه! در حالی که انتخاب این مسیر به معنای رها کردن موقعیت‌های خوب کاری و مزایای آن است و اتفاقا کسانی که قدم در جاده کارآفرینی می‌گذارند، برای رسیدن به پول زیاد، سختی‌های زیادی را متحمل می‌شوند و از گزینه‌های دیگر خود برای مسیر شغلی که دغدغه و ریسک کمی داشت، صرف نظر می‌کنند.

بر این اساس افرادی که قصد ورود به این فضا را دارند، قبل از هر چیز باید چنین توهم‌هایی را کنار بگذارند و با خودشان صادق باشند. یعنی از خود سؤال بپرسند:

آیا من ریسک‌پذیر هستم؟

آیا توانایی کار زیاد را در هر ساعت از شبانه‌روز دارم؟

آیا یک شخصیت استقلال‌طلب و مستقل دارم؟

از سوی ذکر این نکته ضروری است که کارآفرینی به معنای مجموعه‌ای از رفتارها و خصوصیات است که در دورن یک فرد جمع شده باشند و بر این اساس نباید تنها کسانی را که در رأس یک سازمان قرار داشته و بنیان‌گذار آن هستند، کارآفرین بدانیم.

ممکن است فردی در بدنه یک سازمان کار کند، اما شخصیتی کارآفرین داشته باشد و بتواند در همان محدوده فعالیت خود، نوآور و خلاق باشد و منجر به ارتقاء سازمانش شود. بر این اساس اگر شرکت‌ها و سازمان‌ها بتوانند روحیه نوآوری و خلاقیت را در فرهنگ خود تقویت کنند، ما نه تنها با بنیان‌گذاران کارآفرین، بلکه با سازمان‌های کارآفرین روبه‌رو هستیم.

کلام پایانی

برای آغاز مسیر کارآفرینی میزان ریسک پذیری و تاب آوری خودتان بشناسید و اطمینان پیدا کنید که با ورود به این مسیر به خاطر از دست دادن فرصت‌های دیگر پشیمان نخواهید شد. نسبت به ارزش‌ها و انگیزه های مادی و معنوی خود در این مسیر آگاهی پیدا کنید، چراکه این انگیزه‌ها و ارزش‌های شماست که تاب‌آوری بیشتر شما را در این مسیر تضمین خواهد کرد.